طول مطالعه: 4 دقیقه

با توجه به که نشاندهنده دستمزد بهینه شده در زمان و که فرمول شاخصبندی دستمزد مربوط به عدم بهینه­یابی دستمزد است که بیان می­کند نرخ دستمزد به تورم قیمتی مصرفکننده دوره­های قبل با توجه به پارامتر درجه شاخصبندی دستمزدها تعدیل می­شود. خانوار به عرضه نیروی ­کار با توجه به دستمزد کل مشخص شده در اقتصاد می­پردازد و دستمزد کل و تقاضای کل برای نیروی کار در نظر گرفته می­شود. بنگاه­ها در بخش غیرقابل ­مبادله با استفاده از سرمایه و نیروی کار به تولید کالاهای مصرفی و سرمایه­گذاری می­پردازند.آیفون 14 پرو مکس​​​.

زلنسکی فرار به لهستان در ادامه مطالب این مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است: ابتدا ادبیات نظری و تجربی موضوع مرور میشود؛ در بخش سوم به معرفی مدل و بخش چهارم به حل الگو پرداخته خواهد شد. نتایج نشان میدهد کمترین میزان زیان در رفاه مربوط به سناریوی اول و سناریوی چهارم می­باشد. بر طبق نتایج جدول فوق کمترین میزان کاهش رفاه مربوط به سناریوی اول و چهارم میباشد. گفتنی است مسأله تولیدکنندگان کالاهای قابل­مبادله­­، مسأله بنگاه­های کالاهای وارداتی و مسأله بنگا­ه­های کالاهای صادراتی و روابط تغییرات شاخص تورم در رساله مربوط ارائه شده است.

مسکن ملی اصفهان همانند مطالعات کریستیانو، اچینبام و اوانس (2005) و اشمیت و اوریب () سرمایهگذاری همراه با هزینه تعدیل وجود دارد که و و و رشد سرمایه­گذاری در حالت پایدار می­باشد. فرض بر این است که این اقتصاد دارای چهار بخش است که در هر بخش مجموعه­ای از بنگاه­ها وجود دارد که در چارچوب رقابت انحصاری عمل می­کنند. نتایج نشان داد در این اقتصاد، نرخ بهره اسمی به عنوان مالیات غیرمستقیم بر سود انحصاری عمل می­کند. با این حال، وجه تمایز این بخش با بخش قبلی این است که دولت قادر به وضع مالیات بر مصرف نیز می­باشد.

بنگاها در بخش کالاهای وارداتی ( ) و در بخش کالاهای صادراتی ( )، کالای نهایی را خریداری کرده و در اقتصاد داخلی و یا دیگر نقاط جهان به فروش می­رسانند. شاید بتوان این مسئله را ناشی از اثرات بازخوردی یک سیاست بر سیاست دیگر دانست و بنابراین سوال اساسی، تعیین اولویت یک سیاست نسبت به سایر سیاست­ها برای رسیدن به اهداف اقتصادی است. در این مقاله میزان کاهش رفاه ناشی از تغییرات ابزارهای سیاست مالی برنامه­ریز با اعمال شرایط مسأله رمزی برآورد می­گردد.

می­توان گفت این کاهش رفاه ناشی از ورود ابزار سیاستی مالیات بر مصرف در حالت سناریوی سوم می­باشد. در اینجا دولت مالیات همه درآمدها را در نرخی یکسان دریافت می­کند؛ بنابراین، . بنابراین، شوک تکنولوژی میزان اشتغال و رفاه را کاهش می­دهد. بنابراین، منابع درآمدی خانوار را تفکیک کرده و نرخ­های متفاوت مالیات بر درآمد ­نیروی کار، سرمایه و سود وضع می­نماید. در سناریوی اول موردی را در نظر می­گیریم که در آن دولت به تمامی ابزارهای سیاست مالی توصیف شده مدل مانند مالیات بر مصرف ( )، مالیات بر درآمد نیروی کار ( )، مالیات بر درآمد سرمایه ( )، مالیات بر سود ( )، کنترل عرضه پول ( ) و بدهی ( ) دسترسی دارد. ᠎​.

این مقاله با توجه به نبودن مطالعات مشابه این نوع مدلسازی تجربی در اقتصاد ایران، جامع و کامل بودن مدل، عدم تشابه به مدل­های موجود در اقتصاد ایران، قابلیت تبدیل سریع مدل از حالت اقتصاد باز به حالت اقتصاد بسته و همچنین اولویتبندی ابزارهای مالیاتی به عنوان خروجی­ مدل با نگاهی بر میزان زیان در رفاه (کاهش رفاه) را می­توان از ویژگی­های بارز و نوآورانه این مدل یاد کرد. بنابراین از دولتها خواسته میشود در سیاستگذاری­های خود به نقش و اثرات سیاست­های مالی توجه کنند.

بنابراین مالیات بر مصرف نقش مهمی در تغییرات رفاه بازی خواهد کرد. از سوی دیگر، شوک­ مالیات بر درآمد به دلیل کاهش درآمدها منجر به افزایش عرضه نیروی کار شده و در ابتدا تولید افزایش مییابد. به دلیل رعایت اختصار، بیشتر روابط به صورت خلاصه و نتیجه نهایی آورده شده ­است. این مسأله می­تواند به این دلیل باشد که اول، اگرچه دولت با افزایش مخارج خود سرمایه­گذاری و مصرف را افزایش داده است، اما این سرمایه­گذاری­ها در کوتاه­مدت به بهره­برداری نمی­رسد و دوم، سرمایه­گذاری بخش خصوصی نیز کاهش می­یابد (اثر جانشینی) و در مجموع، سرمایه­گذاری، تولید کاهش و با کاهش درآمد، رفاه کاهش می­یابد.

قیمت و مصرف کالای غیرقابل مبادله، قیمت و مصرف کالای قابل مبادله، کشش جانشین بین بخش­های قابل مبادله و غیرقابل مبادله، قیمت و مصرف کالای وارداتی، قیمت و مصرف کالای تولید شده داخلی، کشش جانشین بین بخش­های قابل مبادله داخلی و وارداتی، سهم کالاهای قابل مبادله و سهم واردات در بخش قابل مبادله میباشد. قاعده شاخص­بندی یا شاخصسازی (): بنگاه قیمت­های خود را یا برابر قیمت دوره گذشته قرار میدهد یا نسبتی از تورم دوره گذشته را در آن لحاظ می­کند.

این افزایش قیمت در کالاها، باعث کاهش میزان سرمایه­گذاری شده که این کاهش در سرمایه­گذاری نیز منجر به کاهش در تولید و درآمد خواهد شد و رفاه را کاهش خواهد داد. در اینجا نرخ بهره خارجی تابعی افزایشی از حق ریسک و تابعی کاهشی از مقدار حقیقی اوراق قرضه خارجی می­باشد. قیمت­گذاری اوراق قرضه خارجی با پول داخلی صورت می­گیرد و همچنین خانوار سود بنگاه را پس از وضع مالیات دریافت می­کند. در اینجا، برنامه­ریز نرخ مشابهی با عنوان مالیات بردرآمد، بر درآمد سرمایه، نیروی­ کار و سود وضع می­نماید.

در اینجا مجموعه­ای از خانوار با افق زندگی نامحدود ( ) در اقتصاد داخلی وجود دارند که هرکدام از آنها دارای یک نوع نیروی ­کار می­باشند. که در این مسأله، شوک پایای تکنولوژی و شوک غیرپایای تکنولوژی افزایش نیروی ­کار است. نمودارهای 1 تا 7 توابع ضربه- واکنش بوده که اثر چند شوک نرمال بر متغییر رفاه را نشان میدهند. فرض می­شود تابع مطلوبیت به شکل سنتی، جداییپذیر(تفکیک­پذیر)، لگاریتمی و تابعی از مصرف و فراغت می­باشد که مصرف به وسیله عادات پایدار درونی (داخلی) تنظیم می­شود.

آخرین بروزرسانی در: