طول مطالعه: 4 دقیقه

بدین منظور، ابتدا شواهدی از ناکامیها در کاربرد فناوری اطلاعات ارائه میگردد، سپس با مرور پژوهشها و مطالعات پیشین، موانع کاربرد فناوری اطلاعات شناسایی و از نگاه مدیریت تغییر، در چارچوب دو مدل محتوایی و فرایندی دستهبندی میشوند. این دستهبندی مانند هر دستهبندی دیگری از مطالعات پیشین، تاحدی سلیقهای یا دلبخواه است (, 1992). به عبارت دیگر، تخصیص هر عامل به یک دسته بویژه در مواردی که ابهام وجود داشته باشد، بر اساس نظر نویسنده صورت پذیرفته است.

زلنسکی فرار به لهستان
در یک تعریف ساده میتوان دستهبندی را مرتب یا منظم کردن موجودیتها در گروهها، دستهها، یا طبقههایی بر اساس مشابهت آنها بیان کرد. دو گونه از مدلهای تغییر را میتوان برای این دستهبندی به کار برد. از میان مدلهای محتوایی میتوان به مدلهای «لویت» (, 1965)، «واترمن»، «پیترز»، و «فیلیپس» (, , , 1980)، «روکارت» و «اسکات مورتون» (, 1984)، «پتیگرو» و «ویپ» (1991) ، «والمن» (1996)، و «وارد» و «الوین» (, 1999) اشاره کرد.

مدل «کاتر» (, 1995) از مدلهای فرایندی معتبر به شمار میرود. در این بخش، دستهبندی عوامل موفقیت کاربرد فناوری اطلاعات در قالب دو مدل برگزیده از دو گونة یاد شده ارائه میگردد. در نهایت نیز بیتوجهی به جنبههای رفتاری و اجتماعی سازمانها در کاربرد این فناوری و همچنین تصمیم به استفاده از سیستمهای بخش خصوصی در بخش دولتی و سیستمهای یک کشور برای کشوری دیگر، خلق یک چشمانداز مناسب را با دشواری مواجه میسازد.

مطالعات نشان میدهد ناکامی در کاربرد فناوری اطلاعات، اقتضایی است. نتایج این پژوهش نشان میدهد در این سازمانها عواملی مانند هزینههای کاربرد فناوری اطلاعات و خرابی مداوم تجهیزات، موانع کلیدی کاربرد فناوری اطلاعات به شمار میروند. عواملی نیز هستند که «بودنِ» آنها به موفقیت در کاربرد این فناوری منجر میشود، اما «نبودن»شان الزاماً باعث شکستِ آن نمیشود. نتایج این پژوهش نشاندهندة اهمیتِ بیشتر عوامل سازمانی در شکست پروژهها نسبت به عوامل اقتصادی و فنی است. اقتباس شد. نتایج این پژوهش نشان داد هر پنج ویژگی با پذیرش فناوری اطلاعات در این کشور رابطه دارند.

نتایج پژوهشهای پیشین گاه به این تفاوتها اشاره دارند و گاهی نیز آن را تصریح نمیکنند. تعداد موانع یافت شده برای کاربرد فناوری اطلاعات تنوعی بالا دارند و در مدلهایی گوناگون دستهبندی شدهاند. موانع کاربرد فناوری اطلاعات، عواملی هستند که باعث شکست کامل کاربرد این فناوری میشوند یا پس از کاربرد، باعث رها شدن یا توقف آن میگردند. در مقابل عوامل موفقیت، عواملی هستند که باعث موفقیت کامل کاربرد فناوری اطلاعات و تداوم آن میشوند، یا از ایجاد پیامدهای ناخواستة آن جلوگیری میکنند.

رئال مادرید خلاصه بازی بدین ترتیب، گروهها یا طبقههایی پدید میآیند که از یکدیگر متمایز، اما اعضای آنها به هم شبیه هستند. با وجود کاستیهایی در طبقهبندی، مزایای زیادی هم در این کار وجود دارد، به نحوی که انجام آن را در حوزة علوم انسانی گریزناپذیر مینماید. در نهایت، محدودیت تقاضا برای فناوری اطلاعات مانعی دیگر در این حوزه را شامل میشود. بر اساس تحلیلهای به عمل آمده، دو تنگنای «سطح فناوری» و «سطح استفاده» برای کاربرد فناوری اطلاعات در کشورهای در حال توسعه یافت شدند.

حجم پژوهشها از نیمة دوم دهة میلادی به سرعت افزایش یافته اما تاکنون مدلی واحد و فراگیر برای تحلیل موانع کاربرد فناوری اطلاعات ارائه نشده است. نبود نگرش بلندمدت در مدیران و نو بودنِ کاربرد فناوری اطلاعات از موانع مربوط به خلق یک چشمانداز به شمار میروند. پژوهشهای پیشین نشان میدهند پارهای از عوامل مؤثر بر کاربرد فناوری اطلاعات تأثیری دوسویه دارند؛ بدین معنا که وجود آنها باعث موفقیت و نبود آنها مانع کاربرد این فناوری به شمار میرود. محدودیت تقاضا برای کاربرد فناوری اطلاعات و وضعیت نامناسب اقتصادی از موانع دیگری به شمار میروند که در این بُعد بر کاربرد این فناوری تأثیر میگذارند.

اتریوم رایگان

در زمینة پیامدها، پژوهشهای پیشین تنها به احساس به خطر افتادن امنیت شغلی در میان کارکنان بر اثر کاربرد فناوری اطلاعات اشاره داشتهاند. در این صورت، برای حفظ ماهیت ایجاز دستهبندی، هر عامل تنها در یک دسته قرار داده شده است. با وجود سرمایهگذاریهای وسیع در حوزة فناوری اطلاعات، به دلایلی گوناگون اطلاع دقیقی از حاصل این سرمایهگذاریها در دست نیست. کاربردهای نابهجای فناوری اطلاعات در سازمان و نادیده گرفتن هدفهای آن در کاربرد این فناوری، از جمله موانعی هستند که نهادسازی رویکردهای جدید در زمینة این فناوری را با دشواری مواجه میسازند.

نبود اتفاقِ نظر میان افراد درگیر در کاربرد فناوری اطلاعات و ناآگاهی مدیران سازمان از این کاربردها از موانع ایجاد احساس فوریت و نیاز در کاربرد فناوری اطلاعات هستند. «پینسوپاپ» و «واکر» برای کشف عوامل تأثیرگذار بر پذیرش و کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمانهای بزرگ ساختمانی استرالیا، پژوهشی کمّی را به انجام رساندند. نبود حمایت و پشتیبانی مدیریت ارشد از یک سو و وجود تعارض و عدم ثبات در گروه مجری از سوی دیگر، از موانع مهم در شکل دادن به یک ائتلاف راهنما برای کاربرد فناوری اطلاعات به شمار میروند.

اتریوم مرج شد از لحاظ فرایندی، نبود حمایت و پشتیبانی مدیریت ارشد سازمان و برنامهریزی ضعیف، از موانع کاربرد فناوری اطلاعات بودهاند. جدول 2 نیز نشان میدهد بیشترین موانعی که در زمینه کاربرد فناوری اطلاعات ارائه شده، کمبود نیروی انسانی واجد شرایط در زمینة فناوری اطلاعات و سپس نبود حمایت و پشتیبانی مدیریت ارشد سازمان از کاربرد فناوری اطلاعات میباشد. «سوهال»، «ماس»، و «نگ» در پژوهشی کمّی با روش پیمایشی به بررسی تفاوت سازمانهای خدماتی و تولیدی از ابعاد گوناگون مرتبط با فناوری اطلاعات پرداختند (, , , 2001). یکی از ابعادی که در این کار بررسی شد، عوامل تأثیرگذار بر کاربرد فناوری در این دو نوع سازمان بود. ​​​​!

آخرین بروزرسانی در: